تاريخ خبر: دوشنبه 12 اسفند 1387، 4 ربیع الاول1430، 2 مارس 2009،شماره 24419دوشنبه 12 اسفند 1387، 4 ربیع الاول1430، 2 مارس 2009،شماره 24419

ميزگردي درباره شعر و انديشه سعدي


ميزگرد «بررسي شعر و انديشه سعدي» در تاريخ پنج شنبه اول اسفند1387،به ميزباني گروه هنر و ادبيات موسسه بين المللي گفت و گوي فرهنگها و تمدنها و با حضور جمعي از دانشجويان و پژو هشگران جوان برگزار شد.

اين ميزگرد با هدف گسترش کارهاي پژوهشي در ميان جوانان و بررسي قله هاي فرهنگ و ادب ايران،ترتيب داده مي شود.

در ابتداي اين ميزگرد، محمد ‌هاشمي کارشناس و پژوهشگر تاريخ، به بررسي روزگار سعدي و تأثير آن بر اشعار سعدي پرداخت. وي گفت: من در اين ميزگرد سعي مي‌کنم نگاهي به روزگار سعدي و تأثير آن بر اشعار و آثار او به صورت مختصر داشته باشم.

دوره زندگاني سعدي شاعر پر آوازه قرن هفتم هجري برهه‌اي مهم و سرنوشت ساز از تاريخ ايران به شمار مي‌آيد. سعدي بنا بر آنچه خود در گلستان نگاشته، آنجا که مي‌گويد: ‌اي که پنجاه رفت و در خوابي/مگر اين پنج روزه دريابي. با توجه به سال پديد آمدن گلستان که 656 هجري قمري است در سال 606 هجري قمري مقارن زمامداري سلطان محمد خوارزمشاه بر قسمت اعظمي از ايران و حکومت اتابک سعد بن زنگي در فارس و خلافت الناصرلدين‌الله، در شيراز متولد شد. استاد سعيد نفيسي تاريخ درگذشت سعدي را 27 ذي الحجه سال 691 هجري قمري مقارن با ايلخاني گيخاتو ذکر مي‌کند.

دوراني که سعدي عمرش را در آن بسر برد از سياه‌ترين دوران‌هايي ست که اين سرزمين به خود ديده است. در سال 616 هجري قمري لشگريان جرار مغول چون سيلي ويرانگر از مرزهاي شمال شرقي به ايران سرازير شدند و محمد خوارزمشاه که مدعي بود در رزم چون آهن است و در بزم چون موم، نشان داد که در رزم با مغولان به مانند بزم مومي بيشتر نيست و به جزيره آبسکون گريخت و در نهايت فلاکت قالب تهي کرد.

اما مغولان علي‌رغم پايمردي مردمان برخي از شهرهاي ماوراء النهر و خراسان -آمدند، کندند، سوختند، کشتند، بردند و رفتند- حکومت مغولان در ايران سه مرحله بود. مرحله اول روزگار خود چنگيز و حمله لشگريانش به ايران است، مرحله دوم از زمان اوکتاي آغاز مي‌شود تا مرحله سوم که دوره حکومت ايلخانان در ايران به شمار مي‌رود.

سعدي تا نيمي از مرحله سوم نيز زنده بود و وقايع مهمي را در روزگار خود به چشم ديد، مانند برافتادن خوارزمشاهيان، استيلاي مغولان، حکومت اتابکان فارس و از همه مهمتر زوال خلافت عباسي و آنچه که در زمانه‌اش رخ داد بر زندگي و افکار او اثر گذاشت. البته او در فارس زندگي مي‌کرد و اتابکان فارس که از روزگار سلجوقيان بر آن خطه حکم مي‌راندند توانستند با سياستي که در پيش گرفتند فارس را از بلاي مغولان حفظ کنند.

اتابک سعد بن زنگي از سال 614 هجري قمري تابع محمد خوارزمشاه شد، زماني که شهر زيباي اصفهان بر اثر يورش مغول با خاک يکسان شد دريافت که بايد به هر طريقي که مي‌تواند از ويران شدن فارس جلوگيري کند لذا برادر زاده خود را به اردوگاه اوکتاي فرستاد و اظهار انقياد کرد و خراج را به مغولان پرداخت.

بدين ترتيب فارس از يورش مغولان در امان ماند و به دليل آنکه اتابک و وزيرش خواجه عميدالدين اسعد فارسي افرادي علم دوست و ادب پرور بودند شيراز به محفلي براي حضور علما، دانشمندان و شعرايي تبديل شد که از نقاط مختلف به فارس آمدند.

سعدي دوران کودکي و رشد خود را در شيراز و در چنين وضعيتي گذراند. وي در دوره جواني به بغداد رفت و در نظاميه به تکميل علوم ديني خود پرداخت و سپس به شهرهاي مختلفي از شام، حجاز و روم سفر کرد ولي پس از سير و سياحت دوباره به شيراز بازگشت چرا که در آن زمان هيچ مکاني امن‌تر و آباد‌تر از شيراز پيدا نمي‌شد.

از قرن پنجم هجري عرفان و تصوف در ايران رو به گسترش نهاد و در قرن هفتم با ظهور عرفاي بزرگي نظير مولانا جلال‌الدين محمد بلخي، شهاب الدين سهروردي (ابوحفص عمر بن محمد) و ابن عربي و سعدي به اوج خود رسيد.

از خصوصيات قرن هفتم اهميت يافتن و کثرت نفوذ خانقاه‌ها مي‌باشد در اين دوره به دليل ستمگري و خونريزي حکام، مردم درمانده از ظلم و ستم به خانقاه‌ها و صوفي گري پناه مي‌آوردند تا با انديشه کنار نهادن دنيا و توجه صرف به معنويات دردهاي خود را التيام بخشند.

سعدي نيز بر طبق سنت آن دوره هم علوم ديني را فراگرفت و هم در راه عرفان گام نهاد و از صوفيان و عرفاي زمان خود شد چنانکه در زمان اتابک ابوبکر بن سعد بن زنگي که در شيراز بسر مي‌برد صاحب خانقاهي براي خود بود و مريداني داشت و اتابک سلغوري براي خانقاه او مواجبي تعيين کرده بود.

سعدي علي رغم آنکه عارف و صوفي بود ولي از امور دنيوي غافل نبود و به مدح سلاطين، وزرا و خانان مي‌پرداخت ولي مدح او با ديگر مدح‌ها متفاوت بود زيرا بيشتر از آنکه به مدح شبيه باشد به نصيحت نامه مي‌مانست او از اين فرصت بهره‌جسته و با توجه به موقعيت خود به ارشاد غيرمستقيم آنها مي‌پرداخت.

وي به مانند برخي صوفيان نسبت به آنچه که در روزگارش مي‌گذشت به اين بهانه که امور دنيوي ست غافل نبود و نسبت به وقايع مهم واکنش نشان مي‌داد مانند سقوط خلافت بني‌عباس که وي با اظهار تاسف در قصيده‌اي با مطلع: آسمان را حق بود گر خون بگريد بر زمين/در زوال ملک مستعصم اميرالمومنين.

احساس‌اش را بيان داشت و يا در زماني که کشمکش ميان بازماندگان اتابکان سلغوري، فارس را به سرزميني آشوب‌زده تبديل کرده بود و ظلم و بيداد حکام بي‌سرانجام، جان مردم فارس را به لب آورده بود سعدي از ورود خان مغول استقبال مي‌کند تا امنيت به سرزمين فارس بازگردد و چنين مي‌سرايد:

اين منتي بر اهل زمين بود ز آسمان

وين رحمت خداي جهان بود بر جهان

تا گردنان روي زمين منزجر شدند

گردن نهاده بر خط فرمان ايلخان

سعدي بيش از همه شمس‌الدين محمد صاحب ديوان جويني و برادرش عطاملک جويني را مدح گفته اين نکته نشان مي‌دهد که سعدي کساني را مدح مي‌گفت که در زمانه خود افرادي با کفايت بودند و حقوق مردم را در نظر مي‌گرفتند. سعدي نسبت به جامعه‌اي که در آن زندگي مي‌کرد نيز بي‌توجه نبود و گلستان و بوستان او نشان‌دهنده خلقيات مردم آن روزگار است.

روزگاري که ستم و ستم پيشگي باعث ايجاد و بسط روحيه‌اي دوگانه و گاه متناقض در مردم شده و اختلاف طبقاتي زيادي را پديد آورد. چنانکه سعدي گويد:

يکي نيک کردار و نيک اعتقاد

يکي غرق در بحر فسق و فساد

يکي در گلستان راحت مقيم

يکي با غم و رنج و محنت نديم

يکي چون گل از خرمني خنده زن

يکي را دل آزرده خاطر حزن

يکي بسته از بهر طاعت کمر

يکي در گنه برده عمري بسر

يکي را شب و روز مصحف به دست

يکي خفته در کنج ميخانه مست

در ادامه ميزگرد بررسي شعر و انديشه سعدي، محمد صادقي روزنامه‌نگار و پژوهشگر سخنان خود را اين‌گونه آغاز کرد: درباره سعدي مي‌توان بسيار سخن گفت، درباره شعر و انديشه سعدي با وجود کارهاي خوب و درخشاني که استادان و پژوهشگران ايراني انجام داده‌اند به باور من جاي کارهاي پژوهشي زيادي همچنان باقي است.

صحبت‌هاي دوست عزيزم آقاي محمد‌ هاشمي درباره روزگار سعدي و دوره تاريخي که سعدي در آن مي‌زيسته است بسيار مهم است و شخصيت‌هايي تأثيرگذار مانند سعدي را نمي‌توان بدون نگاه به دوره‌اي که در آن روزگار سپري کرده‌اند بررسي و ارزيابي نمود.

اما من در اين فرصت که در اختيار دارم به چند نکته درباره سعدي مي‌پردازم که به نظرم در زمانه ما مي‌تواند کارآمد باشد و به کار بيايد.

سعدي شاعري است که شعر و انديشه‌اش بيش از خيلي از شاعران قديم ايران با روزگار ما همخواني دارد و به عبارتي سعدي مرزهاي زمان را درنورديده و اين نکته‌اي است که مي‌خواهم به آن اشاره داشته باشم.

سه قرن پيش، آندره ريه، شرق شناس فرانسوي، ترجمه گزيده‌اي از گلستان را با نام (گلستان يا کشور گل‌ها) منتشر کرد و توجه يك پژوهشگر فرانسوي بود که نخستين بار سعدي را به غرب شناساند، البته اين آغاز راه بود و پژوهشگران و شرق شناسان زيادي از آن پس به سعدي توجه کردند و درباره او نوشتند.

جالب اينکه ارنست رنان، منتقد و دانشمند فرانسوي مي‌گويد:(سعدي واقعاً يکي از گويندگان ماست) و شايد اين گفته ارنست رنان بيش از هر چيز به خاطر نگاه انسان مدارانه و مداراجويانه سعدي باشد، شاعري که ستايشگر زندگي و زيبايي ست... اما اگر نگاهي دقيق به شعر و انديشه سعدي داشته باشيم در مي‌يابيم که او به خوبي با مردم و حاکمان زمانه خويش آشنا بوده، با خلق و خوي آنان آشنا بوده، سفر مي‌کرده، سفرهاي گوناگوني که داشته او را در درک بهتري از مفهوم انسان و مناسبات فرهنگي در سرزمين‌هاي مختلف ياري مي‌رسانده و تجربه اندوزي‌اش همراه با نگاهي واقع بينانه به جهان از او شاعري ساخته که در کنار انسان‌ها بايستد و با آنان سخن بگويد.

او شاعري ست که مدارا و نوع دوستي در شعرش موج مي‌زند. گاهي مي‌بينم مي‌گويند سعدي شاعري پر تناقض است. اما نمي‌گويند انديشه ورزي اوست که اين تناقض‌ها را پديد مي‌آورد، به اين نکته نمي‌پردازند.

جايي مي‌گويد: گر راست سخن گويي و در بند بماني/به زآنکه دروغت دهد از بند رهايي. و جايي ديگر دروغ مصلحت‌آميز را از راست فتنه انگيز بهتر مي‌شمارد. نگرش او در اينجا جاي انديشيدن دارد چون او وضعيت‌هاي متفاوتي که افراد در آن بسر مي‌برند را نيز در نظر دارد يعني يک نسخه براي همه وضعيت‌ها نپيچيده است، نگاه‌اش واقع بينانه است.

او اگر از اخلاق سخن مي‌گويد، اگر از زندگي خوب و از راه و رسم زندگي حرف مي‌زند، اگر از عشق حرف مي‌زند، ساده و با کمترين ابهامي ما را به شنيدن فرا مي‌خواند، ما را به دوردست‌هاي ناممکن و جهان‌هاي خيالي رهنمون نمي‌سازد و به ما مي‌آموزاند که با همه نقص‌ها و کاستي‌ها مي‌توان و بايد نيک زيست و مسير زندگي را با تمام دشواري‌هايش پيمود.

محمد صادقي در ادامه افزود: شعرهاي ستايش‌آميز از قدرتمندان و شاهان در شعر قديم ايران يکي از مواردي ست که فراوان مورد نقد قرار گرفته و مدح شاهان موضوعي شده تا با اشاره به آن شاعر پيشين به پرسش گرفته شود، و سعدي هم از شاعران قديمي ايران است که مدح شاهان در شعرش ديده مي‌شود با اين تفاوت که در پي هشدار به قدرتمندان و حاکمان است و آنان را به رفتار انساني و اخلاقي با مردم فرا مي‌خواند، رفتار نيک با مردم را به آنان گوشزد مي‌کند، آنان را از آزار مردم پرهيز مي‌دهد و... او در ستم شاهان زورگو دستي ندارد و مي‌کوشد تا آنجا که مي‌تواند با تيغ تيز شعرش آنان را نکوهش کند پس در اين باره نمي‌توان حکم کلي صادر کرد و به يک باره تمامي شاعران پيشين را در رديف کساني جاي داد که براي دريافت سيم و زر از گفتن هر سخني در مدح شاهان دريغ نمي‌ورزيدند.

در يکي از حکايت‌هاي شيرين گلستان چنين آمده است: (درويشي مستجاب الدعوه در بغداد پديد آمد، حجاج يوسف را خبر كردند، بخواندش و گفت دعاي خيري بر من بكن، گفت خدايا جانش بستان، گفت از بهر خداي اين چه دعاست، گفت اين دعاي خير است تو را و جمله مسلمانان را؛

اي زبردست زير دست آزار

گرم تا کي بماند اين بازار

به چه کار آيدت جهانداري

مردنت به که مردم آزاري)

سعدي بيشتر به اصلاح فردي توجه دارد، اصلاح فردي را موجب اصلاح اجتماعي مي‌داند، حقيقتي که ما امروز گاهي از آن غافل هستيم هرچند در دنياي امروز اصلاح اجتماعي در سامان سياسي جستجو مي‌شود اما اين از اهميت سخن سعدي نمي‌کاهد زيرا تا در جان‌ها دگرگوني رخ ندهد، دگرگوني پايداري در جهان پديد نخواهد آمد و اين خودش موضوعي است که مي‌توانيم درباره‌اش بسيار بينديشيم و ساعت‌ها گفتگو کنيم... سعدي آموزگار عشق است، و زيبايي را ارج مي‌نهد، غزل‌هاي دلنشين و شورانگيزش نشانه بارز عشق ورزي، نوع‌دوستي و نگاه زيباي او به زندگي است، عاشقانه‌هاي او در شعر فارسي جايگاه ويژه‌اي دارد.

آرتور جان آربري، نويسنده کتاب ادبيات کلاسيک فارسي نيز در بخشي از کتاب خود به هنر سعدي در غزل سرايي اشاره‌هاي جالب و خواندني دارد و البته دانشمندان و انديشمندان ديگري هم به زيبايي شعر و غزل سعدي پرداخته‌اند که چون وقت نيست نمي‌توانم نمونه‌هايي از آن را شرح دهم و بهتر است بماند براي فرصتي ديگر... من نيز سخن خودم را با غزلي از سعدي کوتاه مي‌کنم، غزلي شورانگيز که خواندن آن سيماي هر انسان صاحب ذوقي را مشعوف مي‌سازد:

هزار جهد بکردم که سّر عشق بپوشم

نبود بر سر آتش ميسرم که نجوشم

به هوش بودم از اول که دل به کس نسپارم

شمايل تو بديدم نه صبر ماند و نه هوشم

حکايتي ز دهانت به گوش جان من آمد

دگر نصيحت مردم حکايتست به گوشم

مگر تو روي بپوشي و فتنه بازنشاني

که من قرار ندارم که ديده از تو بپوشم...

پس از سخنان محمد صادقي، يکي ديگر از شرکت‌کنندگان در ميزگرد، کاوش ساعي (پژوهشگر) بحث را پي گرفت. وي با مقدمه‌اي صحبت‌هاي خود را چنين آغاز کرد: مردم ايران درراهروهاي پيچ در پيچ تاريخ اين کشور به سه گروه کلي تقسيم شده اند.

اگر چه هر کدام از اين سه گروه، داراي زير مجموعه‌هايي مي‌باشند با رتبه بنديهاي گوناگون، اما در سه گروه بودن آنها با ديد کلي نگر شکي وجود ندارد. گروه نخست رتبه‌هاي بالاي هرم حکومتي که اداره کننده جامعه ايراني در هر دوره تاريخي بوده‌اند. گروه دوم در برگيرنده مردم عادي هستند که هر کدام در بخشي از اين جامعه مشغول به گذران روزگار در پيشه‌هاي گوناگون مي‌باشند.

اما گروه سوم که گروهي هستند کوچک اما بسيار تأثيرگذار مردماني هستند که فاصله ميان مردم عادي و حکومت را پر مي‌کنند. اينها مردماني هستند که خواسته‌هاي مردم ساده را به زبان رتبه‌هاي بالاي حکومتي تبديل کرده و در هر دوره تاريخي بسته به نوع روند اداره کشور توسط قدرت حاکم، روشي را براي آگاه‌سازي رتبه‌هاي بالا از وضعيت مردم بر مي‌گزيدند.

در ايران باستان اين وظيفه بر عهده چشمها و گوشهاي شاه بود که خواسته‌ها و بي‌عدالتي‌هاي دولتمردان را به گوش شاه برسانند تا رضايت عمومي به دست آيد.

به آرامي اين چشمها و گوشها به وزيراني خوش فکر و انديشمند تبديل گرديدند چون بزرگمهر در دوران پادشاهي انوشيروان و در زمان اسلام فضل و جعفر برمکي در دربار‌ هارون‌الرشيد و در دوره نزديکتر قائم مقام فراهاني و امير کبير را مي‌توان بر شمرد.

اما هميشه اين روند به شکل قرار گرفتن حکيم خردمند بعنوان وزير شاه پيش نمي‌رفت و گروه سوم با توجه به شرايط اجتماعي و حکومتي دوراني که در آن مي‌زيسته، تصميم مي‌گرفت بطور مستقيم با دستگاه حکومتي ارتباط نداشته باشد، بلکه از دور با فرستادن پيامهاي خود با روشهاي گوناگون فاصله فکري دو گروه اجتماعي را جبران سازند و آن دو گروه را از وضعيت يکديگر آگاه سازد. يکي از اين روشها بهره‌گرفتن از قدرت کلام و سخن وري و سخن ورزي بوده است.

او به دنبال مقدمه‌اي که مطرح کرد افزود: ابومحمد مُصلِح بن عَبدُالله مشهور به سعدي شيرازي شاعر پر آوازه ايراني يکي از اين بزرگ مردان تاريخ ايران زمين بوده است که پند و اندرزهاي بسياري براي مردمان عادي و همچنين حاکمان داشته است.

او با توجه به جهانگرديش و روشن شدن افق ديدگاهش سعي مي‌نموده است با زبان شعرگونه خود اين رابطه را برقرار سازد و او بسيار نيک درک کرده بود که در دوران او براي آزادي بيان و پند دادن به فقير و غني، شيريني بيان لازم است زيرا که در ميان شاه و گدا خريدار دارد و هر دو گروه از آن بهره‌مي برند.

استفاده از ابزار سخن آن هم با روشي استادانه اين حکيم بزرگ را هم اکنون بيش از آنکه در مورد تأثيرگذاريش بر دستگاه حکومتي دورانش مشهور سازد، به عنوان سخنوري چيره‌دست در صحنه ادبيات ايران پرآوازه ساخت.

اين روش سعدي را مي‌توان يکي از بزرگترين شگردهاي سياسي اين حکيم فرزانه براي اصلاح امور جامعه ايراني آن دوران در نظر گرفت. پندها و اندرزهاي دلنشين سعدي در ميان هر دو گروه جامعه، به دليل واقعي بودن و قابل لمس بودن بسيار مورد توجه واقع مي‌شده است. اگرچه لحن کلام و نحوه بيان هنرمندانه او نيز سهمي عمده در ماندگاري اثرهاي سعدي داشته است.

سعدي‌ علاوه‌ بر اينكه‌ عمق مديحه سرايي قصيده‌ را كاهش‌ داد به‌ زيبا‌سازي و به اوج رساندن غزل‌ پرداخت. يکي از بارزترين هنرهاي‌ استاد سخن‌ ايران‌ روشن نمودن منظور و قصدش‌ از طريق‌ استفاده از مثالهاي جذاب و زيبا و عوام‌پسند و البته‌ شيرين‌ و كوتاه‌ است‌ كه‌ با دقت در اينکه اين مثالها طولاني نگردند تا مخاطب را خسته کند، قدرت سخنوري‌اش را جاودانه ساخته است زيرا براي خواننده امروزي نيز جذاب است. در دوران کنوني نيز از عمق بيان و تأثيرگذاري سعدي نه تنها کم نشده است بلکه روز به روز بر ارزش آن نه در ايران بلکه در سطح جهان افزوده مي‌گردد. شايد افراد بسياري بودند که در دوران سعدي سعي مي‌نمودند نقش اين شاعر بزرگ را براي آگاه نمودن دو گروه جدا افتاده ايفا نمايند، اما توانمندي سعدي در فن سخنوري را نداشته‌اند و اين امر به شيخ بزرگ ياري رساند تا خود را در برگه‌هاي زرين ادبيات ايران ثبت نمايد و امروز به يکي مشاهير بزرگ ايراني در جهان تبديل شود. سعدي سخنان خود را بگونه‌اي در قالبهاي جاودانه‌اي ارائه نموده است که اين سخنان جلوه‌اي جهاني يافته است و به همين دليل است که او را نه تنها به دوره خاصي نمي‌توان محدود کرد، بلکه انديشه او نيز تنها براي چارچوب سرزمين ايران نمي‌باشد و شعر او و پندهاي حکيمانه‌اش براي تمام مردم جهان مورد پسند مي‌باشد و اين اقبال او را براي قرار گرفتن در ميان تمامي ملتهاي جهان بيش از پيش نموده است.

گزارش از: كاوه ساعي

codex37x

page24

PDF صفحات روزنامه

1
Text Box (double-click to edit)

Ettelaat International


Iran, Pakistan agree to increase parliamentary ties (09/02)

Iran keen to involve in economic projects in Bosnia (09/02)

Iran ready to transfer military tools, technology to regional states (09/02)

Iran creates national fund for energy projects (09/02)

20% uranium enrichment not against NPT (09/02)

Envoy confident about S-300 delivery to Iran (09/02)

Iran unveils first home made light plane (09/02)

Leader says Iran stands tall in face of threats (09/02)

Non-oil exports surpass $20b (09/02)

Middle East will determine fate of the world (09/02)

Iran's Bushehr N-plant running after 1 more test (09/02)

Iran starts 20% uranium enrichment (09/02)

Parliament backs Iran President decision over 20% enrichment (09/02)

Holiday Notice (09/02)

US filmfests to screen Iranian documentaries (08/02)

Iran ceases ties with British Museum (08/02)

Russia rejects sanctions on Iran's economy (08/02)

Sanctions not able to stop Iran's science (08/02)

Iran busts 7 people linked to foreign satellite networks (08/02)

Iran signs $10bn gas field deal with domestic firm (08/02)

حكمت و معرفت
يادداشت
فرم اشتراك
ettelaat newspaper روزنامه اطلاعات

آدرس: تهران. بلوار ميرداماد - خيابان نفت جنوبي

تلفن : 29999
22258022 : فاكس

Ettelaat Newspaper

Tehran Mirdamad Boulvard

Tel : 009821 29999

Fax : 009821 29999

email: ettelaat@ettelaat.com

سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686سه شنبه 20بهمن 1388 ـ 24صفر1431 ـ 9فوریه 2010 ـ شماره 24686
صفحات روزنامه را ورق بزنيد Latest Edition آخرين شماره

84 سال حضور مستمر در صحنه اطلاع رساني کشور

PDF صفحات نيازمنديها

PDF صفحات ضميمه

فرم سفارش كتاب
نسخه قديمي سايت
آرشيو روزنامه